بورسنا:در مسیری که برای کودکان در حال تجربه و توسعه آن هستیم، قرار نیست هوش مصنوعی یک «درس» باشد.هوش مصنوعی میتواند دروازه ورود به دهها مهارت باشد:طراحی لباس، طراحی پارچه، طراحی طلا و جواهر، کاریکاتور، نقاشی و تصویرسازی، طراحی فرش و گلیم، معماری ساختمان، طراحی داخلی، طراحی محصول، طراحی بستهبندی، داستاننویسی، شخصیتپردازی، ساخت محتوای تصویری و ویدیویی، بازیسازی، ساخت اپلیکیشن، برنامهنویسی، رباتیک، ایدهپردازی، حل مسئله، کارآفرینی و دهها مهارت دیگر.

به گزارش گروه فناوری نوین و هوش مصنوعی بورسنا، دکتر اعظم امین، پژوهشگر فوق دکتری هوش مصنوعی، رئیس دپارتمان هوش مصنوعی خانه صنعت و معدن ونیز مشاوره هوش مصنوعی بیمارستان شهید صدوقی یزد، در مقاله ای با محوریت کودکان و هوش مصنوعی، مطالب ارزشمند و اموزنده ای را ارائه داده اند که عینا در ادامه می خوانیم:
مدتی است در حال تجربه و طراحی یک مسیر آموزشی متفاوت برای کودکان هستم؛ مسیری که در آن هوش مصنوعی نه به عنوان جایگزین معلم، کتاب یا تفکر کودک، بلکه به عنوان ابزاری برای پرورش تواناییهای او وارد فرایند یادگیری میشود.
یکی از نگرانیهایی که این روزها زیاد میشنویم این است که:
«اگر کودکان با هوش مصنوعی کار کنند، دیگر خودشان فکر نمیکنند و بیسواد میشوند.»
من این نگاه را بیش از آنکه ناشی از خودِ هوش مصنوعی بدانم، ناشی از نحوه استفاده ما از آن میدانم.
اگر کودک سؤال خود را به هوش مصنوعی بدهد و همان پاسخ را بدون فکر بپذیرد، چیزی یاد نگرفته است.
اما اگر کودک یک ایده داشته باشد، سؤال طراحی کند، پاسخ بگیرد، آن را بررسی کند، ایراد بگیرد، اصلاح کند و دوباره امتحان کند، در واقع در حال تمرین یکی از مهمترین مهارتهای یادگیری است:
فکر کردن.
هوش مصنوعی میتواند فرصت خلق کردن را بیشتر کند
کودکی را تصور کنیم که عاشق طراحی لباس است، اما هنوز طراحی حرفهای بلد نیست.
یا کودکی که به طراحی طلا و جواهر علاقه دارد، اما ابزار و تکنیکهای آن را نمیشناسد.
کودکی که میخواهد یک ساختمان طراحی کند.
کودکی که ایده یک بازی در ذهنش دارد، اما برنامهنویسی نمیداند.
کودکی که میخواهد یک اپلیکیشن بسازد.
کودکی که داستانی در ذهن دارد، اما نمیداند چگونه آن را به یک اثر تبدیل کند.
کودکی که کاریکاتور، طراحی پارچه، فرش، گرافیک، طراحی محصول یا حتی یک ایده کسبوکار در ذهن دارد.
آیا نداشتن مهارت اولیه باید مانع تجربه کردن او شود؟
هوش مصنوعی میتواند این فاصله را کوتاه کند.
کودک ایده را میآورد و هوش مصنوعی کمک میکند آن ایده شکل بگیرد.
این یعنی یک اتفاق مهم:
هوش مصنوعی میتواند به یک آماتور فرصت دهد تا وارد مسیر حرفهای شدن شود.
نه اینکه یکشبه او را متخصص کند؛ بلکه به او اجازه میدهد تمرین کند، تجربه کند، بازخورد بگیرد و سریعتر رشد کند.
از طراحی لباس تا ساخت اپلیکیشن
در مسیری که برای کودکان در حال تجربه و توسعه آن هستیم، قرار نیست هوش مصنوعی یک «درس» باشد.
هوش مصنوعی میتواند دروازه ورود به دهها مهارت باشد:
طراحی لباس، طراحی پارچه، طراحی طلا و جواهر، کاریکاتور، نقاشی و تصویرسازی، طراحی فرش و گلیم، معماری ساختمان، طراحی داخلی، طراحی محصول، طراحی بستهبندی، داستاننویسی، شخصیتپردازی، ساخت محتوای تصویری و ویدیویی، بازیسازی، ساخت اپلیکیشن، برنامهنویسی، رباتیک، ایدهپردازی، حل مسئله، کارآفرینی و دهها مهارت دیگر.
در هر کدام از این حوزهها، کودک میتواند از یک ایده کوچک شروع کند.
و این شاید یکی از بزرگترین تغییرات آموزش در عصر هوش مصنوعی باشد:
کودک دیگر فقط یاد نمیگیرد؛ میتواند چیزی خلق کند.
مهمتر از نتیجه، مسیر رسیدن به نتیجه است
اگر کودک تصویری زیبا با هوش مصنوعی تولید کند، خود تصویر به تنهایی اهمیت چندانی ندارد.
مهم این است که:
چه ایدهای داشت؟
چرا این ایده را انتخاب کرد؟
چه سؤالی پرسید؟
چگونه پرامپت خود را تغییر داد؟
چرا یک خروجی را بهتر از دیگری دانست؟
چه چیزی را اصلاح کرد؟
و اگر بخواهد دوباره انجام دهد، چه چیزی را تغییر خواهد داد؟
این فرایند میتواند خلاقیت، تفکر انتقادی، حل مسئله، تصمیمگیری و مهارت ارتباط با فناوری را همزمان تمرین کند.
بنابراین شاید سؤال درست این نباشد که:
«آیا هوش مصنوعی کودکان را بیسواد میکند؟»
بلکه باید بپرسیم:
«ما چگونه به کودکان استفاده درست از هوش مصنوعی را آموزش میدهیم؟»
کودک نباید مصرفکننده هوش مصنوعی باشد
من دوست دارم کودک به جای اینکه بگوید:
«هوش مصنوعی، برای من انجام بده.»
یاد بگیرد بگوید:
«این ایده من است؛ کمکم کن آن را بهتر کنم.»
این دو جمله، فاصله بزرگی با یکدیگر دارند.
در اولی، کودک مصرفکننده است.
در دومی، کودک صاحب ایده و خالق است.
و دقیقاً همینجاست که نقش آموزش اهمیت پیدا میکند.
در تجربهای که با عنوان هلساکیدز در حال شکل دادن آن هستیم، تلاش بر این است که کودک با هوش مصنوعی نه برای فرار از یادگیری، بلکه برای بیشتر یاد گرفتن، بیشتر تجربه کردن و بیشتر خلق کردن روبهرو شود.
شاید آموزش آینده همین باشد
شاید در آینده، ارزش یک کودک فقط به این نباشد که چه تعداد فرمول و تعریف را حفظ کرده است.
شاید مهمتر باشد که بتواند:
یک مسئله را ببیند و برایش راهحل پیدا کند؛
یک ایده را پرورش دهد؛
یک داستان بسازد؛
یک لباس طراحی کند؛
یک ساختمان تصور کند؛
یک بازی خلق کند؛
یک اپلیکیشن بسازد؛
یک اثر هنری تولید کند؛
و از یک فکر ساده، یک محصول واقعی بسازد.
هوش مصنوعی قرار نیست جای ذهن کودک را بگیرد.
اگر درست استفاده شود، میتواند به کودک کمک کند از ظرفیت ذهن خودش بیشتر استفاده کند.
و شاید این همان چیزی باشد که باید از آموزش هوش مصنوعی به کودکان انتظار داشته باشیم:
نه تربیت کودکانی که فقط بلدند با هوش مصنوعی کار کنند؛
بلکه تربیت کودکانی که با کمک هوش مصنوعی بهتر فکر میکنند، بهتر یاد میگیرند و بیشتر خلق میکنند.
چون آینده را کسانی نمیسازند که فقط پاسخها را میدانند؛
آینده را کسانی میسازند که سؤال میپرسند، ایده میدهند و جرئت خلق کردن دارند.
هلساکیدز | helsai.ir
